web 2.0

12/12/2009

او یک فرشته بود



حرف اول:
نمی دانم شما را چه حسی بود.ولی در همان لحظات اول من فکر کردم مجید توکلی فرشته شده است.
آنهایی که فکر می کنند ما مرد ها لباس زنان را ننگ می دانیم بدانند که خود به این درد مبتلایند.ما زنها و دختران این مملکت را فرشتگان آسمانی و لباش انها را لباس فرشتگان آسمانی بر روی این خاک و بوم می دانیم.و پوشش آنها را نه که ننگ ، بلکه افتخاری برای آنها و حتی خود می دانیم.با این لباس آنها بیشتر شبیه فرشتگانند و ما را ز فرشته ها باکی نیست.

حرف دوم:
در آخرین پروژه ی آقای خامنه ای و یارانش قرار بر این شد که عکس خمینی سوزانده شود و این مسئله به جنبش سبز نسبت داده شود تا آنها بتوانند به گونه ای مجوز کشتار ، دستگیری و... سران جنبش سبز را از افکار عمومی که نه،افکار خصوصی بگیرند.

به نظر من این ساده ترین و شاید گیرا ترین تحلیلی بود که می شد از آخرین پروژه ای که وصفش رفت به دست آورد.

مثلی هست که می گن از "مرده شیطون هم دست کشیده"..ما جنبشی ها هیچ وقت دنبال کسی که مرده حرف نمی زنیم.این حرف را از آنجایی می شود اثبات کرد که هیچ وبلاگ نویسی بعد از مرگ کردان علیه او مطلبی ننوشت.حتی ابراهیم نبوی هم اگر یادتان باشد همین کار را کرد و مطلبی ننوشت.حال چگونه ممکن است ما جنبشی ها بیاییم و علیه امام خمینی که بسیاری از ما او را هنوز هم فردی لایق می دانیم حرکت زشتی انجام دهیم؟و اگر می خواستیم چنین کاری بکنیم چرا باید تا الان صبر می کردیم؟
اما روی اصلی سخنم با آقای موسوی است.چه بهتر که چنین حرکاتی سریعا محکوم شود.دو حالت دارد.یا آنکه واقعا این عکس را طرفداران شما آتش زنده اند و یا آنکه مخالفان شما.

اگر موافقان شما بوده اند بگذارید چیزی را بگویم.اینها که به امام شما رحم نمی کنند چگونه به شما رحم خواهند کرد؟اینها اگر فرصتی بیایند سر شما را بر سر نیزه ها خواهند برد و شعار انا الحق ! سر خواهند داد.پس دوستداران واقعی شما اینها نیستند.

اما اگر مخالفان شما بوده اند ( که فرض مسلم ما این است ) باید آنها بدانند که شما کماکان روی اصول هستید و آنها هر چقدر دوس دارند چهره ی شما را خراب کنند.احمدی نژاد فرد احمقیست.اما جالبیه روزگار در این است که احمق ها هم گاهی حرف های درستی می زنند.مثل اینها مثل آنانی است که می خواهند با یک مشت گرد و خاک ، خورشید را از نظر ها پنهان کنند.
آقای موسوی برائت بجویید. از این گرگان در لباس میش برائت بجویید.

حرف سوم:
دو یا سه روز پیش روزنامه ی جام جم در ستون صفحه ی سیاست مطلبی گزیده از یکی از مطلب های بالاترین را کار کرده بود و نوشته بود سایت معاند بالاترین اعتراف کرده است (!) دیگر مردم با جنبش سبز نیستند.و در ادامه با استناد به بخش هایی از مطلب یکی از دوستان که گفته بود"دوستان طرح ترافیک مصنوعی کارساز نبود،چرا؟" (نقل به مضمون) ادامه داده بود که این سایت معترف شده مردم دیگر با آنها نیستند.
البته منظور من از مطرح کردن این حرف این بود که کوچکترین و ریز ترین مطالب در بالاترین تحت نظارت است و هر نوشته ای که به نظر ما بی اهمیت باشد رصد می شود و اینگونه می شود که از مطلب خود بالاترین علیه بالاترین استفاده می شود.فقط خواستم زنگ خطر جدی را برای بالاترین به صدا در بیاورم و آگاه کنم که نباید بی گدار به آب بزنند و خود را در مقابل دشمنان شکست خورده جلوه دهند.باید هوشیار بود که فتنه ها علیه جنبش ما بسیار است.همان گونه که من تلاشم را کردم و  امروز هر سه مطلب من در جهت خنثی سازیه این فتنه ها نوشته شد.

12/09/2009

عادل فردوسی پور و خودنویس می آید !

1 ) سایت "خود نویس" که به تازگی شروع به کار کرده است ، سایتیست که به شما اجازه می دهد تا مطالب مهم خود را تا حد ممکن بدون محدودیت منتشر کنید.
شاید شما با سایت بالاترین آشنا باشید.فرق خود نویس با بالاترین این است که اولا بالاترین فیلتر است ! دوم اینکه اگر وبلاگ نداشته باشید نمی توانید از بالاترین استفاده کنید، چرا که بالاترین فقط اجازه می دهد شما به مطلب خود لینک دهید در حالیکه خود نویس فضا برای نوشتن و حتی آپلود عکس و.. می دهد و مطالب شما در سایت برای عموم بازدید کنندگان نشان داده می شود .سوما اینکه عضویت در بالاترین مراحل خاصی را می طلبد و حتی فعالیت در بالاترین هم محدودیت دارد.ولی شما در خود نویس آزادید تا هر چقدر دوس داشتید مطالب مفید و مهم منتشر کنید ! خود نویس گرچه در ابتدای راه است ولی مزیت های خوبی دارد که آدم رو مشتاق می کند حتی شده مطالب وبلاگش را به دست خود نویس بسپارد.

خود نویس منتظر شماست.همین حالا روی عکس کلیک کنید ،عضو بشوید و مطالب خود را منتشر کنید!




مطلب اول من در خود نویس

مطلب دوم من در خودنویس


2 ) تو این هیاهو ها ! کسی اشاره ای به برنامه ی نود و جمله ی استثنایی عادل فردوسی پور در آخرین برنامه ی نود نکرد !
وقتی عادل با صمد مرفاوی تماس گرفته بود، مرفاوی اولش کلی به قلعه نوعی توپید و گفت این آقایون فلان کردن و بهمان کردن.بعد در آخر تماس گفت البته من آقای قلعه نوعی رو دوس دارم ! که عادل حسابی کفری شد و گفت: آقا شما فک کن من گوشام درازه ! این مردم که می فهمن شما با هم اختلاف دارید و... !

عادل جان گوشام درازه رو خوب اومدی ! الهی !




12/02/2009

دموکراسی به طور ساده یعنی "هی" کردن مردم توسط مردم به خاطر مردم

مدت هاست که ننوشتم.
با توجه به اینکه نمی تونم مطلبم رو به بالاترین بفرستم واقعا نمی دونم برای کی دارم می نویسم؟!
از وقتی که بالاترین رو شناختم می دونم که هر چقدر مخالف دولت باشی و به مسوولین فحش بیشتری بدی حتما مطالبت داغ میشه و همه از نوشته ات تعریف می کنن.البته این رو مسئله ی بدی نمی دونم.به هر حال هر جنبشی و هر گروهی و حتی هر فردی به دنبال داشتن تریبونی برای رساندن صدا و نظر و عقاید خودش به دیگران هست.مثل منی که الان تو این وبلاگ دارم نظر یک دانشجوی بیست ساله ی رشته ی روانشناسی و طرفدار مخالفان دولت رو به گوش بقیه می رسونم.

حرف اول:
به نظرم رمز موفقیت هر سیاستمداری ( قطعا احمدی نژاد هیچ کدوم از فاکتور های سیاست مدار بودن رو نداره ، هیچ کدوم) در پشت پرده بودنشه.یعنی هر چقدر کمتر حرف بزنی حرفش اثر گذاری بیشتری داره.شما می بینید احمدی نژاد صب تا شب تو تلویزیونه ولی کسی حرفش رو گوش نمیده.چون حرفاش تکراری شده.خب وقتی شما بخواید صب تا شب حرف بزنید خیلی از حرفاتون تکراری میشه.ضمن اینکه میزان تفکر شما هم پایین می یاد.چون آدم در حین حرف زدن قدرت تفکرش خیلی پایین می یاد و در واقع فرصتی برای فکر کردن پیدا نمی کنه.در نتیجه هر چی به دهنش اومد میگه.و اونوقته که دیگه سیاستمدار نیست.یک مرد حرافه .

حرف دوم:

اصولا ما ( یعنی جنبش سبزی ها ) وقتی قاط می زنیم اصلا متوجه نیستیم داریم چی کار می کنیم( نتیجه ی طبیعیه قاط زدن همینه دیگه ) و به این فکر نمی کینم که با فحش دادن به کارمند صدا و سیما و غیره و ذلک ، در واقع پرستیژ خودمون ( یعنی جنبش سبزی بودنمونو) می یاریم پایین.ببینید امروزه روز همه می دونن دوره ی چماق کشی و عربده کشی گذشته.دوره ی فحش ناموسی دادن و... اینا هم هیچ وقت رو مد نبوده که الان بخواد بیاد و جواب بده.در نتیجه اینکه اگر می خوایم موفق بشیم دست از فحش دادن و ... برداریم و به جاش با متانت و حرف های سنجیده دهن مخالفان خودمون رو ببندیم.اینطوری کسی فکر نمی کنه جنبش قدرتمند ما تو خالیه.برای تخلیه عصبانیت خودمون بعد از شنیدن گند کاری های دولت و حرف های احمدی نژاد بهتره به خودمون بگیم بی خال بابا.این آدم ( منظور مرد حراف ) ارزش حرص خوردن نداره.حرص بخورم که چی؟که خوشحالش کنم؟ازهمون قدیما بود که "اسکار وایلد " گفت: همیشه دشمنانت را ببخش.هیچ چیز به این اندازه اذیتشان نمی کند.

حرف سوم:
همیشه برای رسیدن به هدف باید طرح یا پلن داشت.خب اینکه ما بریزیم تو خیابون و امییدوار باشیم حکومت ساقط میشه و میر حسین میشه رییس حکومت یک ایده اس.اما هر ایده ای حتما با موفقیت روبرو نمیشه.اوج تو خیابون ریختن ما همون 23 خرداد بود که نتیجش هم اون چیزی نشد که ما می خواستیم.بلکه یه عده از جمله نیروهای خود حکومت اومدن به اسم ما خیلی جاها رو به آتیش کشیدن و جنبش ما رو بد نام کردن.پس دوستان جنبشی به خیابون ها بریزید.اما مطمئن باشید نتیجه نمی گیریم.پس دلمون رو خوش نکنیم.به عوضش باید طرح داشته باشیم . مثلا یک طرح برای برای انتخابات آینده که من براتون مثال می زنم.
.الان تقریبا جانشین احمدی نژاد مشخصه.بر خلاف تصورات بعضی دوستان کاندیدای اصلی خود آقای قالیباف، شهردار تهرانه.تقریبا بر همه مسلم شده قالیباف طرفدار احمدی نژاد نیست ( نه به خاطر اون فایل صوتیش که علیه احمدی نژاد منتشر شد، که من به اونم شک دارم و بعید نیست کار خود قالیباف یا طرفداران دولت باشه ) اما چه کسی گفته او از ما طرفدار می کند؟
در انتخابات سال 84 هم همین طور بود.احمدی نژاد را در آب نمک خوابونده بودن.در سالهای 83 و 84 که بود یکی از سیاست های صدا وسیما این شده بود که اسم احمدی نژاد رو نه با عنوان شهردار بلکه با این اسم " دکتر محمود احمدی نژاد ، شهردار تهران " عنوان می کردند.این کار رو برای ایجاد شناخت می کردن. این مسئله رو یکی از کارمندان صدا و سیما خودش به من گفت.پس ببینید تا چه حد به ریزه کاری ها توجه میشه.
حرف اصلیم اینه:
امام خمینی سالها پیش گفته بود: آمریکایی ها برای 50 سال بعد هم برنامه دارند.
جمهور اسلامی می گوید: ما برای بیست سال آینده هم برنامه داریم.
و جنبش سبزی ها می گویند: ما هم دو رهبر ( موسوی، کروبی ) داریم که نمی دانیم کدامشان را رهبر اصلی بدانیم؟!
با این اوصاف فکر می کنید ما ( جنبش سبزی ها ) به جایی برسیم؟باید طرحی ریخت و فکری کرد.

حرف آخر:
اسکار وایلد از همون قدیما یک جمله ی بسیار دلنشین دیگری هم داشت که می گفت :
دموکراسی به طور ساده یعنی "هی" کردن مردم توسط مردم به خاطر مردم.

تحلیلش و ربطش به اوضاع ایران پای خود شما...
فعلا.

11/14/2009

5.5 میلیارد تومان، هزینه ی ساخت و راه اندازی دکور جدید اخبار شبکه ی یک


طبق آخرین شنیده ها از یک منبع موثق در صدا و سیما برای طراحی دکور و ساخت و راه اندازی تجهیزات جدید در خبر شبکه ی یک بالغ بر 5.5 میلیارد تومان هزینه شده است.همچنین یک تیم ویژه برای آموزش مجریان استخدام شده تا حرکات خاصی رو در حال اجرا ( نیمرخ نشستن،استفاده از دست و...) استفاده کنن.در این بین بعضی از مجریان هم به دلیل عدم توانایی در اجرای حرکات ، از گویندگی در این بخش ها کنار گذاشته شده اند.
ضرب المثل مرتبط:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ حالا که ما خبر نیگا نمی کنیم حالا چرا؟!

پی نوشت:
این همه زور زدن که بگن ما هم بلیدم مثل بی بی سی فارسی باشیم . اونم عمـــــــــــــــــــــــــــرا !

11/05/2009

13 آبان و شعار های بچه ها

به این موضوع دقت کردید که اکثر شعار دهندگان ( مرگ بر امریکا و... ) در سیزده آبان بچه دبستانی و یا راهنمایی بودند؟هیچ دقت کردید که دولت چه تلاش گسترده ای برای مخ شویی ما در سنین کودکی کرده؟ یادمه وقتی کتابای دبستان رو می خوندیم ذهن و افکار ما رو با عقاید اسلامی و... پر می کردن.کتاب ها...معلم ها و...
اصلا چرا نباید جنبش سبز در این زمینه تلاش کنه؟ به نظر من باید روی افکار این بچه ها کار کنیم.کم کم از والدین بخوایم به بچه ها بگن که همه چیز اون چیزی نیست که تو کتابا می نویسن.باید بچه ها بفهمن صدا و سیما و مطالبش دروغه.بچه های این دوره زمونه رو با دوران گذشته مقایسه نکنیم.این دوره بچه ها فوق العاده زیرک تر شده و خیلی راحت می تونن مسایل مختلف رو درک کنن.به نظر من باید سرمایه نگذاری گسترده ای روی ذهن بچه ها انجام بدیم و اجازه ندیم دولت با سیاست های اسلامیزه شده اش ذهن پاک بچه ها رو تغییر بده کنه.

به راستی چند درصد بچه ها واقعا می فهمند مرگ بر آمریکا و اسراییل یعنی چه؟

11/01/2009

دموکراسی واقعی


دموکراسی در رای شماری معلوم می شود نه در رای گیری
استاپارد

10/15/2009

جرج اورول 1984

بخش هایی از کتاب شاهکار "جرج اورول 1984 " به نوسندگیه جرج اورول (George orwell)و ارتباط شگفت انگیز آن با اعتراف گرفتن از چهره های سیاسی ایران.
در نظرخواهی انجام شده از خوانندگان مجلۀ تایم که حدود سه سال پیش انجام شد این کتاب به عنوان برترین رمان در طول تاریخ انتخاب شد
 .
...کوشش انگیزیسیون آن بود که کفر را از میان بردارد ولی آنرا دایمی ساخت.زیرا به جای هر یک کافر یا مخالف مذهبی که به تیر می بست و یا میسوزاند هزار ها کافر جدید ایجاد میشد.علت چه بود؟علت آن بود که تفتیش عقاید دشمنان خود را در ملا عام و در حالیکه هنوز کافر بودند می کشت و در واقع آنها را به این علت میکشت که کافر بودند.مردم به این علت که دست از عقاید خود بر نمی داشتند به پای مرگ می رفتند و طبعا افتخار نصیب کشته شدگان و شرم و سر افکندگی نصیب دستگاه تفتیش عقاید میشد که آنها رو به تیر بسته و یا کشته بود...


...اما در هر حال می دانستند که نباید شهید بسازندو به این جهت قبل از آنکه متهمین را به محاکمه بکشانند ، به کمک رویه های دقیق سعی می کردند که غرور و خود خواهیه آنها را خرد کنند.با شکنجه و تنهایی آنها را آنقدر فرسوده می کردند که به صورت موجودات قابل تنفر و ضعیف و بیچاره یی در می آمدند و انچه را به آنها گفته میشد اعتراف می کردند، به خود ناسزا می گفتند و تفکرات گذشته ی خود را متهم می کردند و پشت یکدیگر مخفی می شدند و طلب رحم می کردند...

...اعترافات آن محکومین به طور روشن و آشکاری نا صحیح و غلط بود و با فشار گرفته شده بود.اما ما دچار چنین اشتباهی نمی شویم.تمام اعترافاتی که ما در اینجا میگیریم حقیقی است.یعنی ما کاری می کنیم که شخص گوینده آنها را حقیقت محض بداند و تفکرات قبلیه خود را اشتباه تلقی کند...

 ... ما به اطاعت یا تسلیم ناشی از بیچارگی راضی نمی شویم.و وقتی به ما تسلیم می شوی این تسلیم باید از روی رضایت خود تو باشد.ما مخالفین را از بین نمی بریم.ما آنها را تغییر شکل می دهیم ، از عقاید قبلی منحرف می سازیم ، فکر و ذهنشان را تسخیر می کنیم و شکل جدیدی به آن می دهیم . تمام افکار قبلیه شخص را به سمت خود می کشیم نه به صورت ظاهری بلکه به صورت باطنی.روحا و فکرا مخالف را یکی از خودمان می کنیم...

...ما می دانیم که هیچ کس قدرت را به خاطر اینکه آنرا از میان بردارد در دست نمیگیرد.قدرت وسیله نیست بلکه هدف است.انسان یک دیکتاتوری ایجاد نمی کند که انقلاب را حفظ کند.بلکه انقلاب بر پا می کند که دیکتاتوری را بوجود بیاور...

...وی بر خلاف وینستن مفهوم و هدف واقعیه تقوای جنسی را درک کرده بود.هدف این تقوا این نبود که غریزه ی جنسی را که غیر قابل کنترل است خرد کند.بلکه موضوع مهم آن بود که محرومیت جنسی  ایجاد عصبانیت و دیوانگی و هیستری میکرد و این هیستری و دیوانگی مورد احتیاج حزب بود و حرب می توانست آنرا به آسانی تبدیل به تب جنگ و رهبر پرستی کند...

اگر قوانین کوچک را رعایت کنیم ، می تواینم قوانین بزرگ را زیر پا بگذاریم



لینکهای مفید درهمین زمینه:



جنبش راه سبز Clicky Web Analytics