حرف اول:
نمی دانم شما را چه حسی بود.ولی در همان لحظات اول من فکر کردم مجید توکلی فرشته شده است.
آنهایی که فکر می کنند ما مرد ها لباس زنان را ننگ می دانیم بدانند که خود به این درد مبتلایند.ما زنها و دختران این مملکت را فرشتگان آسمانی و لباش انها را لباس فرشتگان آسمانی بر روی این خاک و بوم می دانیم.و پوشش آنها را نه که ننگ ، بلکه افتخاری برای آنها و حتی خود می دانیم.با این لباس آنها بیشتر شبیه فرشتگانند و ما را ز فرشته ها باکی نیست.
حرف دوم:
در آخرین پروژه ی آقای خامنه ای و یارانش قرار بر این شد که عکس خمینی سوزانده شود و این مسئله به جنبش سبز نسبت داده شود تا آنها بتوانند به گونه ای مجوز کشتار ، دستگیری و... سران جنبش سبز را از افکار عمومی که نه،افکار خصوصی بگیرند.
به نظر من این ساده ترین و شاید گیرا ترین تحلیلی بود که می شد از آخرین پروژه ای که وصفش رفت به دست آورد.
مثلی هست که می گن از "مرده شیطون هم دست کشیده"..ما جنبشی ها هیچ وقت دنبال کسی که مرده حرف نمی زنیم.این حرف را از آنجایی می شود اثبات کرد که هیچ وبلاگ نویسی بعد از مرگ کردان علیه او مطلبی ننوشت.حتی ابراهیم نبوی هم اگر یادتان باشد همین کار را کرد و مطلبی ننوشت.حال چگونه ممکن است ما جنبشی ها بیاییم و علیه امام خمینی که بسیاری از ما او را هنوز هم فردی لایق می دانیم حرکت زشتی انجام دهیم؟و اگر می خواستیم چنین کاری بکنیم چرا باید تا الان صبر می کردیم؟
اما روی اصلی سخنم با آقای موسوی است.چه بهتر که چنین حرکاتی سریعا محکوم شود.دو حالت دارد.یا آنکه واقعا این عکس را طرفداران شما آتش زنده اند و یا آنکه مخالفان شما.
اگر موافقان شما بوده اند بگذارید چیزی را بگویم.اینها که به امام شما رحم نمی کنند چگونه به شما رحم خواهند کرد؟اینها اگر فرصتی بیایند سر شما را بر سر نیزه ها خواهند برد و شعار انا الحق ! سر خواهند داد.پس دوستداران واقعی شما اینها نیستند.
اما اگر مخالفان شما بوده اند ( که فرض مسلم ما این است ) باید آنها بدانند که شما کماکان روی اصول هستید و آنها هر چقدر دوس دارند چهره ی شما را خراب کنند.احمدی نژاد فرد احمقیست.اما جالبیه روزگار در این است که احمق ها هم گاهی حرف های درستی می زنند.مثل اینها مثل آنانی است که می خواهند با یک مشت گرد و خاک ، خورشید را از نظر ها پنهان کنند.
آقای موسوی برائت بجویید. از این گرگان در لباس میش برائت بجویید.
حرف سوم:
دو یا سه روز پیش روزنامه ی جام جم در ستون صفحه ی سیاست مطلبی گزیده از یکی از مطلب های بالاترین را کار کرده بود و نوشته بود سایت معاند بالاترین اعتراف کرده است (!) دیگر مردم با جنبش سبز نیستند.و در ادامه با استناد به بخش هایی از مطلب یکی از دوستان که گفته بود"دوستان طرح ترافیک مصنوعی کارساز نبود،چرا؟" (نقل به مضمون) ادامه داده بود که این سایت معترف شده مردم دیگر با آنها نیستند.
البته منظور من از مطرح کردن این حرف این بود که کوچکترین و ریز ترین مطالب در بالاترین تحت نظارت است و هر نوشته ای که به نظر ما بی اهمیت باشد رصد می شود و اینگونه می شود که از مطلب خود بالاترین علیه بالاترین استفاده می شود.فقط خواستم زنگ خطر جدی را برای بالاترین به صدا در بیاورم و آگاه کنم که نباید بی گدار به آب بزنند و خود را در مقابل دشمنان شکست خورده جلوه دهند.باید هوشیار بود که فتنه ها علیه جنبش ما بسیار است.همان گونه که من تلاشم را کردم و امروز هر سه مطلب من در جهت خنثی سازیه این فتنه ها نوشته شد.








